محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
پيشگفتار 32
دستور شهرياران ( فارسى )
زمان گرگين خان گرجى تازه مسلمان ملقب به شاهنوازخان ، از سوى حكومت صفوى حاكم كرمان شد و توانست بلوچها را با آنچنان شدتى سركوب نمايد كه از سوى دولت مركزى مورد تشويق قرار گيرد . دربارهء اينكه دربار شاه سلطان حسين صفوى در ادامهء سال ششم سلطنت تا ظهور عصيان افاغنه به سركردگى ميرويس و بعد فرزندش محمود ، در دههء دوم و سوم قرن دوازدهم هجرى ، دچار چه حوادثى شده و چه مصائب و مشكلاتى را پشت سر گذاشته است ، ظاهرا اثرى جامع و كامل وجود ندارد و آنچه كه به صورت پراكنده شايد بتوان يافت ، از خلال جنگها و مجموعههاى خطى و يا سفرنامههاى سياحان و سفيران اروپايى مىباشد . با اين وجود به نظر مىرسد بتوان شرحى كلى در خصوص ويژگيهاى دربار و سلطنت صفوى كه اين زمان سراشيبى سقوط را با سرعت بيشترى مىپيمود به دست داد . اسراف و تبذير : بارزترين خصيصهء موجود در دربار شاه سلطان حسين صفوى عبارت بود از تشريفات زايد و اسراف و تبذيرهاى فراوان ؛ به نحوى كه اين امر به خوبى در گزارش سفير روسيه به نام ولينسكى مشهود است . وى پس از ورود به دربار صفوى در خصوص تزئينات آنجا گويد : « نخستين چيزى كه به چشم خورد منظرهاى عالى از بيست اسب بود كه به صف ايستاده و داراى زره و تجهيزات بسيار بودند . روى بعضى از زينها و لگامهايشان كه از طلا و نقره بود ، ياقوت و زمرد و ساير سنگهاى گرانبها نصب كرده بودند . همهء اسبها را با طناب و ميخى از طلا به زمين بسته بودند و براى كوبيدن آن ميخ ، چكشى هم بر طبق رسم ايرانيان در كنارش گذاشته بودند . زنجيرهايى كه پاهاى عقب اسبها را با آنها بسته بودند و همچنين چكشها همه از طلا بود . » 50 هر چند فندرسكى در تحفة العالم عنوان مىدارد كه مراتب فوق در عهد شاهان ماضى بوده و در عصر شاه سلطان حسين لغو شده ، اما جملى كاررى ايتاليايى نيز وجود موارد مذكور را در سفرنامهء خود تأييد مىكند . 51 البته اين زيادهرويها صرفا مخصوص درگاه پادشاه نبوده بلكه در ميان مردم نيز رفاهزدگى به حدى به چشم مىخورده كه حتى فندرسكى نيز نتوانسته از آن چشم بپوشد و در تحفة العالم خود نوشته : « رنگينى وضع ايران و مبالغه و اهتمام در زينت اهل آن ، به جايى رسيده كه تجار و محترفه و مزارعان و ساير اوساط الناس ، قباى زربفت و زرتار و شالهاى بوتهباف گرانبها دربر دارند و منديل تمام زرنگين اصفهانى و تبريزى و فتنى و گجراتى بر سر مىگذارند و از اين ، خود معلوم كه غلام قورچى و نويسندههاى دفترخانهء همايون تا چه مرتبه در زينت افزايند و سلاطين و خانان و اركان دولت و مقربان تا چه حد تكلف نمايند . » 52